سیب عشق ...

مجنون اگر باشد ، جهان خالي ز ليلا نيست
مجنون عاشقپيشهاي در شهر ، اما نيست
مجنون معمايي است مثل عشق پيچيده
ديگر كسي در فكر حل اين معما نيست
مجنون ... ! هزاران سالِ نوري باد او را برد
از جنس مجنون هيچ مردي اين طرفها نيست
افسانه مردي بود روزي ، نام او مجنون
نامش درون قصهها امروز حتي نيست
بر شاخه ميرقصد غزل ، سيبي به نام عشق
دستي براي چيدن اين سيب ، اما نيست
مجنون چرا ديگر به ليلا دل نميبازد ؟
مجنون چرا همسايه احساس ليلا نيست ؟
از رونق افتادهست بازار جنون امروز
وقتي براي عشق ورزيدن مهيا نيست
دنيا بدون عشق ، قبرستاني از تنهاست
ادم بدون عشق ، جز يك روح تنها نيست
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 23:18 توسط A.A.A
|
من درد ترا زدست اسان ندهم