مستجار...
رفتي بر كن مستجار و دامن يار
از دل برون كردي دو عالم را به يكبار
بگرفتي انجا بافغان و ناله زار
تا دل شود عرش خداي فرد سبحان
جان از صفا ائينه جانان نمودي
بر نفس كافر عرضه ايمان نمودي
دل از وفا خلوتگه سبحان نمودي
دل ساختي ائينه حق كعبه جان

مقابل ملتزم ، در سوي ديگر کعبه ، ديوار کنار رکن يماني را مستجار مي نامند جار به معناي همسايه و مستجار به معناي پناه بردن به همجوار و به صورت کلي تر پناه بردن است ، زماني که خانه کعبه دو در داشت ، در ديگر ان در کنار مستجار بود که مسدود شد ، اينجا نيز از مکان هاي استجابت دعا است و محلي است که مردم به انجا پناهنده مي شوند به همين دليل بدانجا مستجار گفته مي شود محل ورود فاطمه بنت اسد در کعبه ، براي تولد امام علي(ع) همين بخش از ديوار کعبه بوده است
سه روز بود كه در مكه بي قراري بود
نگاه كعبه ، پر از چشم انتظاري بود
سه روز صبح شد و سايبان حجر و حجر
سحاب رحمت و ابر اميدواري بود
به احترام شكوفايي گل توحيد
سه روز كار حرم عشق و رازداري بود
زهجر روي علي ، كار حجر اسماعيل
در اين سه روز و سه شب ، ندبه بود و زاري بود
پس از سه روز از ان روي ماه پرده گرفت
حرم ، كه هوش و حواسش به پرده داري بود
به شوق ديدن او ، در مقام ابراهيم
هزار حنجره اواز و صد قناري بود
صفاي اينه از چشم مروه مي تابيد
شميم عاطفه از مستجار جاري بود
زمين به مقدم مولود كعبه ، مي نازيد
هوا هواي بهشتي ، زمان بهاري بود
فرشتگان مقرب ، به اشتياق حضور
سرودشان ، غزل عشق و بي قراري بود
سحر به زمزم توحيد ، ابرو بخشيد
علي ، كه چشمه جوشان در ان صحاري بود

من درد ترا زدست اسان ندهم