میلاد حضرت زهرا (س) و روز مادر...
فرا رسیدن
![]()
![]()
ميلاد ياس نبي ، ام ابيها ، بانوي اب و ائينه ، حضرت زهرا (س) ![]()
![]()
![]()
و
![]()
![]()
روز مادر و روز زن را تبريک ميگويم![]()
![]()
![]()

ايــزد به نــام زهــرا ، گويد روايت عشق
ميــلاد نــور زهــرا ، يعني ولادت عشق
تفسير كوثر حق ، خير النساءست زهرا
معشوق ، رهنما شد با نور ايت عشق
قنوت بسته اسمون به قامت ستاره
رو بوم کعبه ربنا نفس نفس ميباره
اگه که سبز فدک ، اگه مي چرخه فلک
اگه خدا نسيمش سپرده به قاصدک
بهونه ي تمومشون مهر علي و زهراست
ترانه ها ترانه ها اخر عشق همينجاست

روز مادر يعني بهانه در اغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود
روز مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد
روز مادر يعني به تعداد ارامش همه خوابهاي کودکانه تو
روز مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن...

کف دستان پر از خاک و گلم
ياسمن هاي سفيد
به سياهي من و پاکي خود
مي خنديدند
ياسها را با شادي
روي سجاده مادر
که خدا را با عشق
مي سرودش هر روز
مي ريختم
شعر مادر پر عطر ياس بود
خواب مادر پر عطر ياس بود
غزل عشق خدا
از گل ياس من و مادر من
واقعا دلکش و پر احساس بود
خانه
انروز چه با احساس بود
همه جا بوي محبت مي داد
همه عاشق بودند
همه حتي علي تلخ بد اخلاق
هم او
همه شاعر بودند
پدرم مي خنديد
مادرم مي خنديد
خواهرم از نفس باد سحرگاه گرفته
تا صداي غزل هايده و تق تق گلبانگ اذان
مي رقصيد
خانه مان ، باغچه مان ، سبز و پر از رونق بود
گل نرگس داشتيم ، تازه و تر
قدر بغل هاي خدا
گل محبوبه شب ، غنچه رز
خدايا ... نارنج
گل زيبا و پر از خاطره رازقي گوشه باغ
اه ان توت بلند
واي ان بيد قشنگ
و خدايي که در ان خانه چه شادي مي کرد
خانه بر جاست هنوز
و نمي دانم من
بعد نفرين کدامين شيطان
خانه بيروح و خدا شد ناگه؟
بعد از ان هم پدرم
خنده اش را گم کرد
مادرم هم هرگز
ديگر از غنچه ياس
نفسش شعر نشد
خدايش گم شد
گل نرگس تک و توک
رازقي کو؟ کجاست ؟
بيد زيبا ، توت پر رونق مان کو؟
چه شد؟
و خدا کو؟ کجا رفت؟
پشت ترديد کدام اينه تيره اين خانه سرد پنهان شد؟
انچنان رفت که ديگر نفسش هم اينجا نيست
باغ ..خالي از ياس و حياست
عشق بازي ها کو؟
وسطي ؟ قايم باشک؟ اب بازي...
شب خانه تاريک...زشت و سياه
انهمه کودکي و سادگي و عشق کجاست ؟
مادر ![]()









من درد ترا زدست اسان ندهم