متولد 2 ماه مهر (3)
واژه ها را از خواب فراموشي بيدار خواهم کرد
دسته گلي از ياس و باران برايت خواهم چيد
نقش لبخند را بر چهره ي خاموشت خواهم پاشيد
در روز نيک سر زدن غنچه ات ز خاک
از من قبول داشته باش اين تهي سرود
از نو تولدت مبارک اي عزيز دل
باشد به کام تو زمان و بخت و هر چه بود
شب مهر است
خدا مرحمتي كرد به ما
شب شعر است
ببين به كه چه ها كرد خدا !
چشم ها را باز كن
بين كه بي تابم من
شب ميلاد تو اي يار
چه بي خوابم من !
چشم ها را باز كن
بين كه فرخنده شبي است
بين كه امشب شب يار است
تنم در چه تبي است
اي گل امشب شب توست
شب روييدن تو
شب ميلاد ستاره
شب رقصيدن تو
هديه ام اين غزل است
بين كه باز مبهم است
اين سزاوار تو نيست !
عفو كن دانم كم است !
گل من سبز بمان
با دل از عشق بخوان
تك بهارم رخ توست
اي بهار من بمان
امروز سالروز تولد توست و من برايت هديه اي نخريده ام که انچه خريدني است
بي شک لايق تو نيست ، نمي دانم کدام جمله را برايت انشا کنم ! براستي هر روز که
مي بينمت متولد مي شوم ، هرجا که مي جويمت متولد مي شوم ، هر زمان که تو را
گم مي کنم حتي ، باز متولد مي شوم ، من روز تولدت ، خود متولد مي شوم ...
خواب ديدم ستاره باران بود
اسمان وجود زيبايت
اسماني فرشتگان ، رقصان
بال و پر پهن کرده در پايت
شمع روشن کنار تو پر نور
مي شنيدم ترانه اي از دور
که تو ديگر به پاکي ابي
تو زلالي ، تو نور مهتابي
تو از امروز چون گل ياسي
تو درخشان ، تو کوه الماسي
من کنار تو مي خراميدم
باورم نيست انچه مي ديدم
من و تو شاد و قدسيان
هم شاد
مهربانم
تولدت مبارک باد ...
تقويمِ ديواري ميگه که امروز
باز رسيده روز تولد تو
پشت سرم هر چي که بوده ، باشه
نگاه من فقط به روبرومه
همين تولد واسه من مي تونه
يه فرصت دوباره رو بسازه
مثل رسيدن به يه فصلِ روشن
نفس کشيدن تو هواي تازه
همين حالا ميرم و رو به خورشيد
وا مي کنم پنجره ها رو تک تک
دنيا نگاهت مي کنه با لبخند
بهت ميگه تولدت مبارک !
و امروز دوباره متولد مي شوي
و شمعها ، که سهم توست از زندگي
و ستاره هائي که به ميهماني امده اند
و شکوفه هائي که دوباره خواهند شکفت
و عطري که نصيب پروانه هاست
و تو سهم من از تمام زندگي
تولدت مبارک ...
اسمان گرگ و ميش
ستاره ها همه مشتاق
يك پنجره نيمه باز
يك سبد ياس سفيد
و دو چشم منتظر
صداي يك پرواز
فرود يك فرشته
اغاز يك معراج
و شروع يك زندگي
تولدت مبارك
ديشب براي روز تولدت
يک سبد ستاره چيده ام
تکه اي ازماه را
و يک شاخه نيلوفر
تو متولد مي شوي
و من برايت لبخند مي زنم
تولدت مبارک
مثلِ گلِ ياسي برخوشه يِ دلِ من
عطرتو پيچيده درکوچه يِ منزلِ من
با تولد دلنشينِ ابيِ اسمانِ روز
ستاره پوشِ خيسِ بارانِ روز
از تبسمِ مهتاب دريايِ ارامش چلچله
حرير شمعِ نيمه سوز خواهشِ چلچله
شبنمِ شادي برگيسوانِ طلايي رنگ
شبيه اواز سرخِ عاطفه يِ بهاري رنگ
بوسه برگونه ي ارزويِ افتابيِ من
ازاصوات قلب امواجِ رويايي من
از اشتياق صد وزن و قافيه شعر
مي گويم تولدت مبارک با هزارمهر
پري زاد ، پري چهر ، پري ذات ، پري روي
بيا راه خدا باز بزن ، باز از اين سوي از ان سوي
بيا باز زعرشش به زمين کش تو هم او باش
بيا باز بپيچان همه عالم سر گيسوي
بيا مرگ برقصيم در اين صحنه اخر
بيا عشق بميريم در اين طاقي ابروي
بيا درد بخنديم در اين کوچه بن بست
بيا باز به خورشيد رسيم ، باز در اين خاک
در اين جوي
پري زاد
پري چهر
پري روي
پري موي
...
فرقي برام نداره
امروزه يا قيامت
مهم دليل بودنه
مهم پيشه تو بودنه
مهم شنيدن صدات
مهم نفس کشيدنه
بدون خدا تورو ميخواد
دوست داره خيلي زياد
بدون که اون عاشقته
جاي هديه واسه تو
يه ارزو دارم برات
خدا کنه توي زندگيت
هرگز نباشه ارزو
به هرچي مي خواي برسي
نشه واست يه ارزو
با سلام ، سلام بهونه
يه سلام عاشقونه
خدمت چشماي نازت
هديه اي از يه ديوونه
اسمون و خوب نگاه كن
ابريه امشب نگاهش
واسمون ميخواد بباره
تا كه كم شه از گناهش
اشك شوق توي چشاشه
از غرور من كه شد سست
نه شايد يه چيزه ديگست
شايد از تولد توست
ميدونم همه اوردند
هديه هاي عاشقونه
هديه من به تو اينه
يه ترانه ، بي بهونه
من درد ترا زدست اسان ندهم