لذت مستی ...

بگرديد ، بگرديد در اين خانه بگرديد

در اين خانه غريبيد ، غريبانه بگرديد

يکي مرغ چمن بود که جفت دل من بود

جهان لانه ي او نيست ، پي لانه بگرديد

يکي ساقي مست است ، پس پرده نشسته است

قدح پيش فرستاد که مستانه بگرديد

يکي لذت مستي است ، نهان زير لب کيست ؟

از اين دست بدان دست چو پيمانه بگرديد

يکي مرغ غريب است که باغ دل من خورد

به دامش نتوان يافت ، پي دانه بگرديد

نسيم نفس دوست به من خورد و چه خوشبو است

همين جاست ، همين جاست ، همه خانه بگرديد

نوايي نشنيده است که از خويش رميده است

به غوغاش مخوانيد ، خموشانه بگرديد

سرشکي که بر ان خاک فشانديم بن تاک

در اين جوش شراب است ، به خمخانه بگرديد

چه شيرين و چه خوش بوست ، کجا خوابگه اوست ؟

پي ان گل پرنوش چو پروانه بگرديد

بر ان عقل بخنديد که عشقش نپسنديد

در اين حلقه ي زنجير چو ديوانه بگرديد

در اين کنج غم اباد نشانش نتوان داد

اگر طالب گنجيد ، به ويرانه بگرديد

کليد در اميد ، اگر هست شماييد

در اين قفل کهن سنگ چو دندانه بگرديد

رخ از سايه نهفته است ، به افسون که خفته است ؟

به خوابش نتوان ديد ، به افسانه بگرديد

تن او به تنم خورد ، مرا برد ، مرا برد

گرم باز نياورد ، به شکرانه بگرديد