شهادت امام علی النقی (ع)
که خورشيد را شرمگين تابش کرد و چشمه هاي آفرينش را لبريز جوشش ، در اين
روز غم بار و مصيبت زده ، آتش سوگمان را مهار کن و دست مهربان و غريب نوازت
را بر صفحه دل هامان بکش

لابه لاي آه دلم ، يه غصه فرياد مي کشه
اشکامو مخفي مي کنم اما چشام داد مي کشه
زخمي که توي سينمه ، هيچ جوري مرهم نداره
به ياد يک حرم شبا ، تا صبح دلم عزاداره
اين روزا روضه مي گيرم ، به ياد روضه ي غمش
روم نميشه بگم شده ، چه ها به صحن و حرمش
خنده هامون گريه دارن ، فصل عزا و شاديه
دلم خراب حرمه ، آقام امام هاديه
قامت گلدسته تو، اگه يه ذره خم شده
کي گفته بغض دشمنت ، ميون ماها کم شده
سينه زنت تا عمر داره، به داشتن تو مي نازه
پا بده با سرش مي آد ، صحن و سرات و مي سازه
يه روز مي آد که اون حرم ، تو گريه جا مي گيريم
توي طواف سينه زنات ، شور يا زهرا ميگيريم
شما امامي و عزيز، اما شکسته حرمت
عرش خدا آتيش گرفت ، تو شعله هاي غربتت
گوشه زندان مي چکه ، بارون زچشماي شما
آقا چرا ورم داره ، زير کف پاي شما
تشنگي اذيت مي کنه ، عطش نشسته تو گلوت
ميگن جاي تازيانس ، آقا به روي سر و روت
چند ساله بين زنجيرا ، نشسته در تاب و تبي
چند ساله که عزادار روضه ي عمه زينبي
چند ساله که صحن خونت ، پرچم لاله مي زني
ناله ي غسل کفن ، طقل سه ساله مي زني
همه مي دونن خون ما ، وصل به رگهاي شماست
همه مي دونن شونمون ، زخمي داغ کربلاست
هرجايي بريم آخرش ، گريمون توي شور و شين
اينه که مستي مي کنيم ، فقط با ذکر يا حسين
من درد ترا زدست اسان ندهم