میلاد امام محمد باقر (ع)
ماه مبارکي که مژده ميلاد باقر العلوم (ع) را با خود به همراه اورد
رجب ، ماه بندگي ، ماه انس و محبت با خداي يکتاست وامام باقر عليه السلام طليعه
اين ماه خجسته
او افتاب دين و دانش از مطلع رجب است
که جان افسرده خاکيان را با فروغ خود گرما مي بخشد
بشارت باد ميلاد محمد باقر عليه السلام ، افتاب علم و معرفت و شکافنده علوم و معارف

شب ميلادش فضاي ساكت و ارام مدينه ، مبهوت نورافشاني خانه گلين امام سجاد (ع) است
و فروغي نوراني اسمان مدينه را روشن كرده است ، نوري كه از چهره معصوم و منور
نوزادي مبارك به اسمان ساطع است چشمه جاري شکافنده علم ها در بيابان خشکيده دانش
جوشيدن گرفت و جان جويندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سيراب ساخت
، شيعه نشان افتخار ديگري بر گردن اويخت و بر اين پيشواي معصوم خود باليد

بهار امد هوا چون زلف يارم باز مشکين شد
زمين چون رويش از گلهاي رنگارنگ رنگين شد
نگارستان چيني شد زمين از نقش گوناگون
چمن رشک ختن از ياسمين وز بوي نسرين شد
دلِ اشفته شد محو گلي از گلشن طاها
اسير سنبلي از بوستان ال ياسين شد
چه گويم از گل رويش ؟ مپرس از سنبل مويش
ز فيض لعل دل جويش مذاق دهر شيرين شد
به ميزان تعادل با گل رويش چه باشد گل
که با ان خرمن سنبل کم از يک خوشه پروين شد
جمال جانفزاي او ظهور غيب مکنون بود
دو زلف مشکساي او حجاب عز و تمکين شد
به باغ استقامت اولين سرو ان قد و قامت
به ميدان کرامت شهسوار ملک تکوين شد
سليل پاک احمد ، زيب وزن مسند سرمد
ابوجعفر محمد ، باقر علم نبيّين شد
محيط علم رباني ، مدار فيض سبحاني
که در ذات و معاني ثاني عقل نخستين شد
حقايق گو ، دقائق جو ، رقائق جو ، شقايق بو
سراج راه حق ، کز او رواج دين و ايين شد
مرارتها چشيد ان شاه خوبان از بني مروان
مگر ان تلخ کامي بهر زهرکين به تمرين شد
عجب نبود گر ازان اخگر سوزان سراپا سوخت
چه او را شاهد بزم حقيقت شمع بالين شد
براي يکه تاز عرصه ي ميدان جانبازان
ز جور کينه مروانيان اسب اجل زين شد
من درد ترا زدست اسان ندهم