یا...

در عالم هر دلي يك پادشاه دارد ولي

پادشاه اين دل مسكين من باشد علي

قبله گاه مسلمين در كل عالم كعبه است

كعبه هم شد سينه چاكش تا شنيد نام علي

مشق...

عاشقم من عاشقم من اي علي جانم مدد

فارغم من فارغ از تن اي علي جانم مدد

مشق ما پر شد ز مولا خط من اسيمه سر

يا علي را مي نويسم خط به خط جانانه تر

جز...

ذرات فلک دور علي مي گردند

در شادي و غم دور علي مي گردند

حجاج ندانسته و يا دانسته

در طوف حرم دور علي مي گردند


گفت بامن اين سخن صاحبدلي

گرجفا کردي تو با دل جاهلي

دل چو ائينه است زنگارش مکن

صاف کن ائينه را تارش مکن

ملک جان را مالک مطلق دل است

بهترين اسباب قرب حق دل است

دل يکي کن عارف صادق شوي

در جهان شخصيت لايق شوي

دل يکي کن عزت و جاهت دهند

تا به بزم عاشقان راهت دهند

دل يکي کن تا بسوزي از درون

تاکه ره يابي به درياي جنون

دل يکي کن مست از ساغر شوي

جرعه نوش ساقي کوثر شوي

دل يکي کن انجمن ارا شوي

ريزه خوار سفره ي زهرا شوي

دل يکي کن محرم خوبان شوي

عاشقانه فاطمه گويان شوي

دل يکي کن تاشوي يارحسين

خاک شو پيش علمدار حسين

دل نگارستان ابروي عليست

چشم و دل اشفته موي عليست