جمعه کعبه دل...
کس نباشد همچو من در عشق گفتاري کند
اينچنين است افتخارم ، عشق بايد کرد ، عشق

جمعه يعني شوق يعني انتظار
جمعه يعني طاق ابروي نگار
جمعه يعني يک غروب غصه دار
جمعه يعني مهدي چشم انتظار
جمعه ها بر ما دعا دارد حبيب
در قنوتش ياد ما دارد حبيب
انتظار، انتظار، انتظار.......
ميکده بازه ...
باز وقت نمازه ...
کيه که نماز عشقو نخونده ...
اينقده مستم ...
از شدت مستي ....
اسم خودم هم يادم نمونده ...
نماز عشق جمعه را ، امام کي بوده ؟
اينقده مستم که نگو ...
مست الستم ...
سجده زدم من ...
بر در مسجد ...
جمکرانه و سه شنبه و هزار تا عاشق ...
عشق ظهورش ، برده زهوشم ...
چشم انتظارم ...
به خود مي بالم ...
شب زنده دارم ...
کاری ندارم ...
کاري به جز عشق به مولايم ندارم ...
خورشيد عشق است ...
تابنده است او ...

انقدر مومن و پاکي که به هنگام نماز
مي برم سوي تو اي کعبه دل دست نياز
+ نوشته شده در جمعه ۱۶ آذر ۱۳۸۶ ساعت 13:59 توسط A.A.A
|
من درد ترا زدست اسان ندهم