خود را اگرچه سخت نگه داري از گناه
گاهي شرايطي است که ناچاري از گناه
هر لحظه ممکن است که با برق يک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باري از گناه
گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم...
گفتي تو هم چه ذهنيتي داري از گناه!!
...
سخت است اين‌که دل بکنم از تو، از خودم
از اين نفس کشيدن اجباري، از گناه
بالا گرفته‌ام سرِ خود را اگرچه عشق
يک عمر ريخت بر سرم اواري از گناه
دارند پيله‌هاي دلم درد مي‌کشند
بايد دوباره زاده شوم ، عاري از گناه